تربچه به روایت خاله بنفشه!
ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 

کوچولو و مهربونه دستهای تپلش رو که نگاه میکنی دلت می خواد ساعتها توی دستهات نگهش داری لبهای سرخ و گوشتی اش خود شعره. واز موهای فرفری اش نمیشه گذشت به چشمهای عسلی اش که میرسی .شیرینی صورتش کامل میشه .من فکر میکنم فرشته ها همین شکلی باشن هر طور که بهش نگاه میکنی حتی در وقتهایی که خیلی عصبانی هستی بهت که خیره بشه نمی تونی باهاش بد باشی سر دوستی رو همان کلمات مخصوص خودش باز میکنه .هواپیمابخرم .کشتی. ماسین بزرگ.قطار روهم بهت تعارف میکنه وهمه رقم هاش هم بالاست قایق موتوری هم از مواردیکه که تازگی ها به لیست اضافه شده بیشتر کلماتش رو هم طوری میگه که قندتوی دل آدم آب میشه خپل ودوست داشتنیه من بهش میگیم کوچک و پاکیزه .هم کوچیکه هم پاکیزه هم خوشمزه هم با مزه به مک کوین عشق می ورزه (همان انمیشن ماشینها) از عیب یخده بابا هم خیلی خوشش میاد حالا که اینها رو می نویسم از مامانش خواسته که اون و ببره دستشویی تند به تند به مامانش میگه دوست دارم گاهی وقتها که حواست نباشه یا بهش اخم کنی می پرسه خوبی ؟خوبی؟واین احوالپرسی غافلگیر کننده اش جزقسمتهای قشنگ قضیه است شب بخیر گفتنش هم یه مدل دیگه ست ،صد تا ماچ می کنه که مثلا بره بخوابه ،اما یه دقیقه بعد پیداش میشه تازگی ها یاد گرفته بهش میگی دوست دارم میگه من بیشتر ،واین به جر وبحث کشیده می شه خدا رو شکر به ضرب و شتم ختم نمی شه ،وسط جمع می شینه وهر جمله رو که می شنوه تکرار می کنه وبعد یه جایی علیه آدم استفاده اش می کنه .یکبار بدون هیچ مکالمه قبلی به من گفت خاله بنشه دست از سرم بردار ،جالبه که چند بار هم که تصادفی کار بد می کرد می گفت متاسفم متاسفم در مواردی هم دیده شده که میگه من باهات قهرم ،و کلی ناز و غمزه می یاد . شاید اگر دختر می شد بسی موفق تر عمل می کرد . خلاصه این شخص مورد نظر کارشناس دلبریه ،گاهی هم فوق تخصص میزنه .ترکی هم خوشگل حرف میزنه ، وسط جمله های فارسی گاهی یک جمله دبش ترکی میگه این وروجک یه جورایی شکل یک هدیه دوست داشتنیه ،باهات که مهربون میشه آخر رفاقته ،از موارد دیگه علاقه اش که کاملا جدیده ،علاقه اش به گربه و سگه با گربه ها دوست میشه ،اصرار داره که پیشی کثیفه ،چنگت میزنه ،وقتی به یه پیشی میرسه ،دست و دلش می لرزه ابراز عشقش به سگها هم زبانزد دوستهاست عکسهای زیادی هم از مراسم جدال با توله سگ داره ،شیطونکه ،شیطونک.آره گله گل نوعش رو نمیدونم ،نمی دونم چرا هر وقت نسبت بهش احساساتی میشم دوست دارم بهش بگم گله ،گل ،یکبار مامانش دستش رو محکم گرفته بود که جایی نره ،آریا مهر با عصبانیت ونق زدن زیاد تقلا می کرد ،وسط تقلا می گفت دستم کنده شد تا چند وقت پیشها اگر می خواست کسی بغلش کنه می گفت بغلش کن ،یه اینکه چیزی می خواست بخوره ،می گفت بخوره،بخوره،خودش به جای اول شخص حاضر سوم شخص غایب بود،من میگم شاید قراره امپراطور ی چیزی بشه ،چون امپراتورها نباید مستقیم با مردم پایین ورعیت صحبت می کردند بخاطر همین با واسطه بود ،این روزها هم تا چیزی میشه ،میگه من گناه دارم .کلمه لطفا رو هم که یاد گرفته میگه لفتن دلش آخر مهربون های دنیاست ،دوست دارم دستش یه پاهاش رو با خودم یادگاری ببرم ،خودش که میگه پام رو بکن ،هنوز تصمیمم رو نگرفتم مدت زیادی پیشش بودم ،حالا که دارم میرم ،میدونم دلم براش تنگ میشه ،اصلا دلم نمی خواست آخر کار عاشقش بشم که شدم ،حالا یکی باید جلوی منو بگیره ولی میدونم که بیشتر از صدتا دوسش دارم...


کلمات کلیدی:
 
 
 
 
...


...

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس