حرفهای شیرین
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٧ 

آریا مهر

تربچه حرفهای جدید میزنه مثلا یه روز کیف خاله بنفشه رو از روی تخت انداخت پایین خاله بنفشه حسابی عصبانی شد و گفت کیف من و دست نزن تربچه گفت خاله بنشه خوبی؟خوبی؟ متاسفم متاسفم (راستی یادم رفت بگم خاله بنفشه دختر عموی شوهرمه که برای مدتی پیش ما بود و ما خیلی دوسش داریم) یا اینکه میگه مامان میخوام ستارها رو بشمرم وشروع می کنه تا 6 می شمره یا اگه بهش بگی دوست دارم میگه من بیشتر وموقع خواب که می شه  میگه شب بخیر بابا شب بخیر مامان .یه روز هم که سرما خورده بود میگفت انگار یه کم تب دارم یه کم مریضم.دیروز هم که من داشتم با خودم فکر می کردم گفت مامان من فقط دوستتم.اگه بهش بگی تربچه این کارو نکن میگه مامان جون من دیگه بچه نیستم یا اینکه میگه مامان جون به اندازه ماشین بزرگ دوست دارم اون وقت دلم می خواد که با تمام وجود بغلش کنم و بگم شیرین زبونی بسه بغل


کلمات کلیدی:
 
 
 
 
...


...

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس